شيخ ذبيح الله محلاتى
186
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
بيا تا ترا خبر دهم بدانچه از به دو آفرينش بود و بدانچه مىباشد و به چيزى كه نبوده است تا گاهى كه روز قيامت آشكار شود چون على اين كلمات از فاطمه بشنيد بقهقرا واپس شدن گرفت و آهنگ خدمت رسول خدا نمود من نيز در ملازمت او روان شدم تا بر رسول خداى درآمد رسول خدا فرمود به من نزديك شو يا ابا الحسن آن حضرت چون در خدمت حضرت رسول قرار گرفت آن حضرت فرمود يا ابا الحسن تو مرا حديث مىكنى يا من ترا حديث كنم حضرت امير عرض كرد يا رسول اللّه حديث از شما شنيدن احلى و احسن است پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود گويا مىنگرم كه بر دخترم فاطمه وارد شدى و او چنين و چنان به تو گفت حضرت امير عرض كرد يا رسول اللّه نور فاطمه از نور ماست پيغمبر فرمود مگر نمىدانى كه نور فاطمه از نور ماست اين وقت على سر بسجدهء شكر نهاد عمار گفت سپس على بهسوى خانه مراجعت كرد و من با او بودم تا بر فاطمه درآمد آن مخدره عرض كرد يا على بنزد پدرم رفتى و آنچه من با تو گفتم با پدرم حكايت كردى حضرت فرمود بلى يا بنت رسول اللّه فاطمه عرض كرد بدان يا ابا الحسن كه خداى تعالي خلق كرد نور مرا و أن نور تسبيح خداى تعالى مىكرد سپس آن نور را در درختى از درختهاى بهشت قرار داد كه تابش آن نور بهشت را روشن گردانيد تا گاهى كه در شب معراج پدرم در بهشت آمد به حكم وحى و الهام ثمر آن شجر را مأخوذ داشت و در دهان بگذاشت و در اطراف زبان بگردانيد و خداى آن را در صلب پدرم بوديعت نهاد آنگاه اين وديعت را در رحم مادرم خديجه بنت خويلد نقل و تحويل داد اينك منم آن نور و دانايم بر ما كان و ما يكون و ما لم يكن هان اى ابو الحسن مؤمن نظاره مىكند بنور خداى تعالى . ( خبر مصحف فاطمه « ع » ) در كتاب بصائر الدرجات سند به امام صادق مىرساند حماد بن عثمان گويد شنيدم از امام صادق عليه السّلام كه فرمودند زنادقه در سال يكصد و بيست و هشت هجري ظهور مىكنند ( و ذلك لانى نظرت فى مصحف فاطمه ) چون اين مطلب را در مصحف